داستان آدمها

خرید بک لینک


آقای الف از زن اولش جدا شده بود. به خاطر بچه. اون زمانهایی که هنوز خیلی دوا و درمان برای بچه دار شدن نتیجه بخش نبود. روزی که برای خرید عروسی دومش به بازار تجریش رفته بود، زن سابق و شوهر جدیدش هم آمده بودند برای خرید.
زن دوم هم بچه دار نشد. باز هم درمانها نتیجه نداد.
حالا بعد از چهل سال، آقای الف زیر خاک خوابیده. همه دار و ندارش رو سالها پیش به اسم زنش کرده بود. وارثی نداشت. خواهرهایش فوت کردند و خواهرزادهها هم ایران نیستند. یک برادر شیرین عقل هم داشت که تا آخر عمر مجرد بود و چند سال پیش فوت شد.
آقای الف بچههای باجناقش را خیلی دوست داشت. چون با خانواده خواهرزنش چند سال در یک خانه زندگی میکردند و بچهها در آغوشش بزرگ شده بودند. برای هرکدامشان یک خانه خرید و پدری کرد.
حالا خانم الف مانده و یک خانه ویلایی در تجریش با قیمت میلیاردی و حسرت بچه و نوههای نداشته.

اتاقی از آنِ خود...

ما را در سایت اتاقی از آنِ خود دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:17

صفحه بندی